آهای ساحل ارونـــد ! بی قرار توأم
و از تو دورم و انگار در کنار توأم
دلم به یاد تو بی تاب می شود گاهی
چنان که قند به دل آب می شود گاهی !
به این عوام بگو : خاص ها کجا رفتند ؟
نهنگ های تو ــ غواص ها ــ کجا رفتند ؟
بگو گلاب بپاشند ؛ وقت عید آمد
شهید تازه ای از «پاسگاه زید» آمد
آهای ساحل ارونــد رود ! حق یارت
به خون پاک شهیدان ؛ خدا نگهدارت
شاعر اين شعر رو پيدا نكردم ولي خيلي زيباست و دلنشين كه واقعا به حق گفته شده و بوسيدن پاي مادر ثواب بي نهايتي داره
پاكي دامان مادر شرط حب حيدر است
بهر شكرش بوسه بر پاهاي مادر ميزنم
[ شنبه 13 آبان 1391برچسب:علي,علي(ع),شعر,غدير,مادر,بوسه,پاكي,شكر,حيدر,مرتضي,شرط,دل,خوشي ها,راشد,مناف زاده,
] [ 22:52 ] [ طلبه ][
چشم ها را شستي؟
جور ديگر ديدي؟
قايقت را ساختي؟
آن ديار را يافتي؟
پي آواز حقيقت رفتي؟
خانه ي دوست كجاست؟
تو كجايي سهراب؟
چشم كمياب شده
ديدنها ديگر
همه يك جور نيستند
آواز حقيقت روياست
دوستي ها همه نا پاك شدند
همچنان در پس درياها
پي آن شهر غريب ميگيردي؟
راستي سهراب
قايقت آمادست؟
كه در اين ولوله ي غم
بتوان هم سفرت شد؟
گذشت ز اين خاك غريب!
تو كجايي سهراب؟!!!!
در پيت ميگردم....
(راشد مناف زاده )